تبليغاتX
نانوشته های یک معلم پرورشی

نانوشته های یک معلم پرورشی

نانوشته های یک مداد سفید...

مجموعه اشعار حاچ محمد رضا آقاسي به صورت PDF

سلام


مدتها بود توی این فکر بودم که اشعار حاج محمد رضا آقاسی شاعر دلسوخته ی اهل بیت رو که روی نت به صورت کامل یافت نمیشد تهیه کنم و برای دانلود بگذارم. که به صورت دوفایل برای دانلود آماده کردم  فایل pdf به صورت نستعلیق هست و فایل ورد هم با فونت معمولی  امیدوارم  استفاده کنید .

محرم

محرم ماه الفت با جنون است

چراغ كوچه هايش بوي خون است

محرم حرمت خون است و حنجر

تلاطم ميكند حنجر به حنجر

غم زهرا مرا سوز درون داد

دم حيدر به من شور جنون داد

حسين آمد به زخم دل نمك ريخت

مرا با شور عاشورا در آميخت

مرا سوداي زينب در به در كرد

نصيبم جرعه اي خون جگر كرد

ز فرط تشنگي بي تاب گشتم

عطش ديدم ز خجلت آب گشتم

چه ها گويم زمشك تير خورده

ز دست ساقي شمشير خورده

به خاك افتاد مشك از دست ساقي

دو عالم پر شد از بوي عقاقي

مشامم پر شد از داغ شهيدان

كه مي گردم بيابان در بيابان

اگرچه تا كنون كاري نكردم

دعا كن تا ز ميدان بر نگردم

بگيرم دامن دشت ودمن را

سراغ عندليبان چمن را

بپرسم از لب تيغ زليخا

نشان يوسف بي پيرهن را

صبا در خاك و خون آيا نديدي

شهيد بي سر و دفن و كفن را

                              آقاسي

دانلود فايل PDF اشعار حاج محمد رضا آقاسي

براي باز كردن اين فايل بايد نرم افزار  ADOBE ACROBAT RADER  را نصب كنيد

 

دانلود فايل WORD فرمت DOC اشعار حاج محمد رضا آقاسي 

 


استفاده از لينكها با اشاره به منبع وبدون اشاره كاملا آزاد مي باشد.

                                             

 يا علي

كليد واژه:  اشعار آقاسي PDF   , كتاب آقاسي   , ديوان آقاسي , دانلود  , حاج محمد رضا آقاسي اشعار

  ,شعر حاج محمد رضا آقاسي ,  آقاسي شعر دانلود PDF آقاسي ، ketab ,divan aghasi pdf, aghasi pdf sher

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 22:10  توسط مصطفی علیزاده  | 

.....!

 

میشکافم شب را

میروم تا عمق تنهایی ناب

غوطه ور مست تلاطم

نعره ای تا انحنای اوج هستی

غرق در سوز و گداز

ماهیان را غرق حیرت میکنم

مست از شوق پریدن نماندن میکنم

از خودم دل میکنم

سوی آن اوج تلاطم پرور

آن ناجی غریق عشق میدوم

میدوم غرق پریدن سر سپردن میشوم

میپرم تا پرواز میدوم تا احساس

تا به آن خورشید نور افشان و تابان میرسم.

 

 

قم ۱۳۸۶

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 21:21  توسط مصطفی علیزاده  | 

سوز احساس

جوشش طبعم ز نو آغاز شد

روی دوش لحظه ها دمساز شد

 

مست و بی دل اندر این  محنت سرا

کوشش قلبم شده فکر چرا

 

ای خدا این حال را از من مگیر

ناله ی شبگیر را از تن مگیر

 

سوز و احساسی که در من جاری است

حاصل عمری غم و خماری است

 

من که آتش در قلمها میزنم

شعله بر شور صنمها میزنم

 

بود من تنها ز آتش سوزی است

فصل نوروزم چرا پاییزی است؟

 

اختیار از کف به یغما داده ام

زیر جبر زلف او آسوده ام

 

 

دی ماه ۸۶ قم  (فدشک)

 

خواهش میکنم منو از نظراتتون محروم نکنید آخه  :

در میان پختگان عشق او خامم هنوز........

             

                                                                                 یاعلی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 20:39  توسط مصطفی علیزاده  |