تبليغاتX
نانوشته های یک معلم پرورشی - این روزها که می گذرد شادم !

نانوشته های یک معلم پرورشی

نانوشته های یک مداد سفید...

این روزها که می گذرد شادم !

 این روزها که می گذرد شادم

این روزها که می گذرد

 شادم که می گذرد این روزها

شادم که می گذرد.

روزهای ماخونیک سردتر و بی قراری های من بیشتر می شود . صبح به بهانه ی شبکه موبایل به کوهنوردی می روم شاید هم به بهانه ی کوهنوردی به دنبال شبکه ی موبایل میروم که حالا دیگر می دانم فقط قله ی مشرف به مدرسه ی ما این امکان را دارد .

حال و هوای کلاس اولی ها  هنوز مثل سالهای دور دبستان خودم می ماند.

کلاس اولی ها - حیاط دبستان 

نصرالله هم  که دیگر کارگر رسمی مرغداری ماخونیک شده است به آینده ی نه چندان روشنی نگاه می کند که سرنوشت برایش رقم خواهد زد. 

 نصرالله دانش آموز دیروز - کارگر امروز

پ.ن.  روز های تربیت معلم ... چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند. عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 4:57  توسط مصطفی علیزاده  |