تبليغاتX
نانوشته های یک معلم پرورشی - بعد از مدت ها...

نانوشته های یک معلم پرورشی

نانوشته های یک مداد سفید...

بعد از مدت ها...

بعد از مدت ها اومدم تا چیزی بنویسم  خوب می دونم مخاطبای زیادی ندارم ولی خب....

باید بگویم در این مدتی که نبودم بیشتر در کلوب دات کام و به ویژه گروه  فنون شاعری همکاری

 میکردم و شعر می نوشتم

 

حالا هم قصد دارم یک شعر از اشعار جدیدم رو اینجا بگذارم :

 

گاهی از این مردم بی درد گریان می شوم

در میان کوچه ها بی خویش حیران می شوم

 

گاهی از یک ثانیه صد حادثه آید به پیش

گاه ازشوق قفس همدرد مرغان می شوم

 

گاه چون برگ غمین این خزان بی کسی

از درخت زندگی ریزان و رقصان می شوم

 

گاهی از یک دوره گرد گل فروش خسته دل

یک سخن آید که از فکرم پشیمان می شوم

 

گاهی از عطر گل یاس کنار خانه مان

مست میگردم برایش آب و گلدان می شوم

 

گاه با شعر و غزل پر می کشم از سوز خویش

گاه در شعرم غزل های پریشان می شوم.....

 

یا حق بدرود

 

۱- شناسه ی من در کلوب

۲- وبلاگ کلوبی من

+ نوشته شده در  جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 15:34  توسط مصطفی علیزاده  |